صعود به 61 قله در یک سال

اما اسونسن یک انسان عادی اهل سوئد است که دو سال پیش با تماشای فیلم سینمایی اورست تصمیم گرفت بخت خود را برای بالا رفتن از بلندترین قله های جهان بیازماید.

صعود به 61 قله در یک سال

آنچه پیش رو دارید، متنی است که از این شهروند 36 ساله سوئدی در بخش تجربه های گاردین منتشر شده است. متن کامل تجربه کوهنوردی های اسونسن در گوشه و کنار از این قرار است:

دو سال پیش در یک سفر هوایی به نیوزیلند فیلم سینمایی اورست (به کارگردانی بالتازار کورماکور و بازی جیسن کلارک، جاش برولین، امیلی واتسن، رابین رایت، کایرا نایتلی و جیک جیلنهال) را دیدم که در آن کوهنوردان در یک کولاک در کوهستان گیر افتاده بودند. همان جا بود که دریافتم می خواهم کوهنوردی را آغاز کنم. جنس واکنش من از نوع واکنش دیگران به آن فیلم نبود، چون تقریبا همه در آن ماجراجویی کشته شدند. شاید من فقط می خواستم در زندگی ام ماجراجوتر باشم و شش ماه بعد نخستین قله عمرم را صعود کردم؛ کوهستان ویتنی در کالیفرنیا که با 4421 متر در سرزمین اصلی آمریکا بلندترین قله است.

تابستان 2017 تصمیم گرفتم به بلندترین قله های همه کشورهای اروپایی در یک سال صعود کنم؛ 49 قله. این کار پیش تر به تعداد انگشتان دست اجرا شده بود. من در سوئد بزرگ شده ام و پدرم همواره مرا تشویق می کرد دائم در کوه و دشت باشم اما هرگز یک ماجراجوی جدی نبودم. می خواستم ببینم آیا یک آدم عادی مثل من هم می تواند از کوه بالا برود. می خواستم الگوی دختران باشم و داستانی را روایت کنم که پیش تر هرگز گفته نشده است. آنچه همه ما شنیده ام مربوط به افرادی جان سخت است که در اورست یا کی تو گم شده یا جان خود را از دست داده اند.

هیچ تعریف معین و جهانشمول برای یک کوهستان وجود ندارد. در هلند، بلژیک و دانمارک بلندترین قله در واقع یک تپه کوچک است که شما می توانید حتی با خودرو تا بالای آن بروید. احساس فریب خوردگی داشتم اما تصمیم گرفتم در هر حال به همه آنها صعود کنم. برای تجربه اولم که کوهستان البروس در روسیه بود (5642 متر بلندترین قله اروپا)، اصلا آمادگی نداشتم و خیلی خسته شدم اما با خودم فکر کردم برای بعدی ها آماده تر می شوم و همین طور هم شد. برای خودم یک برنامه سفر تدارک دیدم که از سوئیس و قله 4634 متری دوفورشپیتس آغاز می شد اما یک توفان سنگین برنامه را به هم ریخت. به همین دلیل به اسپانیا رفتم و از آن پس طبق برنامه هواشناسی حرکت کردم. در دو تور صعود به قله های بزرگ دور اروپا حضور داشتم و برنامه های بعدی را برای تعطیلی های آخر هفته گذاشتم.

بالا رفتن از کوه تجربه ای است که سخت می توان در قالب واژه ها تعریفش کرد. تو در یک طبعیت شگفت انگیز حضور داری و وقتی به قله می رسی، احساسی باورنکردنی داری. از سوی دیگر، تجربه پایین آمدن هم هست که بیشتر حادثه ها در جریان آن رخ می دهد؛ مردم خسته اند، هوا تاریک شده و همه چیز سخت تر است. من معمولا سراغ قله هایی نمی روم که برای بالا رفتن از آنها آمادگی کامل ندارم. برای مثال همین فردا نمی توانم از کی تو بالا بروم اما هر صعود که به انتها می رسد، می روم سراغ گام بعد.

تعداد دوستانم که مثل من طرفدار صعود باشند چندان زیاد نیست و گاهی تو به کسی احتیاج داری که این تجربه ها را با او به اشتراک بگذاری. حرفه من عکاسی از مدل هاست و بسیاری از دوستانم از ترس خراب شدن ناخن هایشان حتی پای خود را به باشگاه نمی گذارند. به همین دلیل از اینستاگرام برای یافتن کسانی استفاده می کنم که عاشق کوهنوری و صعود هستند و اگر کسی عکس کوهنوردی در پروفایلش داشته باشد، خیلی زود سراغ او می روم...

می خواستم پروژه ام را در خانه با صعود به کوه 2097 متری کبنه کایزه به انتها برسانم؛ کوهستانی که دو قله دارد، قله شمالی صخره ای است و قله جنوبی که معمولا بلندتر هم هست، یخی. با دگرگون شدن هوا، یخ های قله جنوبی آغاز کرد به آب شدن و دو روز پس از آنکه من به آن صعود کردم، قله شمالی بلندتر شده بود. به همین دلیل از هر دو قله بالا رفتم. لباس ابرقهرمانی پوشیده بودم و وقتی آن بالا رسیدم از خودم عکس گرفتم اما چنان که انتظار داشتم، ویژه به نظر نمی رسید و شبیه یک روز معمولی سر کار بود. وقتی آن تصویر را در اینستاگرام به اشتراک گذاشتم و تبریک گفتن ها آغاز شد، به خودم افتخار کردم.

برای همه این تجربه ها 50 هزار یورو هزینه کردم که دو برابر برآوردم اولیه ام بود. در اروپا از 61 قله بالا رفتم و در کوزوو که کسی نمی دانست کدام یک از دو قله بلندتر از دیگری است، به هر دو قله صعود کردم. چهار قله در پرو و یکی در آرژانتین را هم صرفا محض سرگرمی به کارنامه ام افزودم.

هنگام بالا رفتن از کوه باید روی نقطه های ضعف خودتان کار کنید. من از کسانی هستم که دوست دارند همه چیز را تحت کنترل داشته باشند اما در کوهستان تقریبا هیچ چیز تحت کنترل شما نیست؛ نه آب و هوا نه دیگر شرایط و موقعیت ها. همین چیزها من را به آدمی بهتر تبدیل کرد. وقتی ساعت ها در یک کوه هستید و با افکار خودتان تنها مانده اید، انگار دارید مراقبه می کنید. این چیزهاست که شما را از نظر جسمی و ذهنی قوی تر می نماید.

هدف امروز من این است که همواره یک قله در تقویمم ثبت شده باشد و خاتمه یک روز به اورست صعود می کنم؛ روزی که آمادگی اش را داشته باشم.

منبع: همشهری آنلاین

به "صعود به 61 قله در یک سال" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "صعود به 61 قله در یک سال"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید